مجتبی سلیمان فر
وبلاگی با مطالب جالب ، خواندنی ، سرگرم کننده و آموزنده به علاوه مسابقه فصلی
درباره مدیرکل وبلاگ



مدیرکل وبلاگ : مجتبی سلیمان فر
نویسنده وبلاگ
نظرسنجی وبلاگ
اگر واحد پول رسمی ایران که ریال است در آینده قرار باشد تغییر کند چه نامی برای واحد پول جدید به نظر شما مناسب است ؟





آمار کلی وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

آب از آب تکان نمی خورد / کنایه از اینکه هیچ اتفاقی نخواهد افتاد

آب از دستش نمی چکد / خیلی خسیس است

آب توی دلش تکان نمی خورد / اشاره به آدم بی دغدغه و راحت

آب پاکی روی دست کسی ریختن / به کلی کسی را ناامید کردن

آب زیر کاه / تودار ، فریب کار ، موذی

آقا بالا سر / کنایه به کسی که مدام دستور می دهد

ابلهی گفت و احمقی باور کرد / گوینده و شنونده هر دو خوش باورند

اجاقش کور است / بی فرزند و پشتیبان است

از مرحله پرت بودن / از مطلب و موضوعی اطلاع نداشتن

از کیسه خلیفه بخشیدن / از مال غیر بذل و بخشش کردن

از ماست که بر ماست / هر کس گرفتار نیک و بد خویش است

باد آورده را باد می برد / آسان به دست آید آسان از دست می دهی

با دمش گردو می شکند / بسیار خوشحال است

با دم شیر بازی کردن / کار خطرناک انجام دادن

بار کج به منزل نمی رسد / حاصل دروغ و نیرنگ هیچ است

بازار شام / کنایه از جای شلوغ

با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشته ایم / آبرو و ظاهر خود را نگه داشتن

با طناب کسی به چاه رفتن / فریب کسی را خوردن

بالا خانه اش را اجاره داده است / کنایه از کم عقلی است

با ما به از این باش که با خلق جهانی / به شوخی و کنایه به دوست نزدیک خود گفتن

بخور و نمیر / چیز خیلی کم

بد و بیراه گفتن / ناسزا گفتن

برای سرت گشاد است / تو لیاقت آن را نداری

برای کسی بمیر که برات تب کند / برای کسی ناراحت باش که او هم متقابلا تو را دوست داشته باشد

برای لای جرز خوبه / به هیچ درد نمی خورد

برای هفت پشت بسه / به درد هیچ کار نخوردن

برای همه مادره برای من زن بابا / با همه مهربان و با من دشمن است

برج زهره ماره / بسیار عصبانی و خشمگین

بر خرمگس معرکه لعنت / به کسی که میان حرف کسی بدود و مزاحم شود

برگ سبزی است تحفه درویش / تواضع و تعارف هنگام تقدیم پیشکشی

بزنم به تخته / هنگام تعریف از حسن کسی برای چشم نخوردن به یا وسیله چوبی ضربه می زنند

بعد از نود و بوقی / پس از مدت زمان بسیاری

بفهمی نفهمی / حالت غیر قطعی و بینابین برای هر چیزی

بگذار دم کوزه آبش را بخور / در مورد مدرک بی ارزش گویند

بلا نسبت / در هنگام معذرت خواهی از به زبان آوردن مطلبی زشت یا رکیک می گویند

بلبل زبانی کردن / خوب و تندتند حرف زدن

بل گرفتن / با زرنگی از فرصت غیر منتظره ای به سود خود استفاده کردن

بلندگو قورت دادن / به صدای خیلی بلند و گوش خراش گویند

بو بردن / مطلع و با خبر شدن از چیزی


به خون کسی تشنه بودن / با کسی دشمنی شدید داشتن

به خاک سیاه نشاندن / کسی را بد بخت و تیره روز کردن

به در می گوید تا دیوار بشنود / با گوشه و کنایه صحبت کردن

به دست و پای کسی افتادن / در نهایت عجز به کسی التماس کردن

به دل چسبیدن / لذت بخش و مورد قبول بودن

به دهنش مزه کرده است / خوشش آمده است از سودی که برده است راضی است

به رخ کشیدن / خودنمایی کردن ، منت گذاشتن

به روباه گفتند شاهدت کیه گفت دمم / کسی که بخاطر عمل بدش بدتر از خودش را گواه می گیرد تا تبرئه شود

به روی خود نیاوردن / اظهار بی اطلاعی از مطلبی

به ریش کسی خندیدن / کسی را بی آنکه متوجه باشد مسخره کردن

به ساز کسی رقصیدن / به میل و دستور کسی رفتار کردن

به سیم آخر زدن / خود را از هر قیدی رها کردن

بی چشم و رو / نمک نشناس و قدر ناشناس

بی گدار به آب زدن / نسنجیده در کاری وارد شدن

بی مایه فطیره / بدون زحمت و خرج کار پیش نمی رود

پاورچین پاورچین / روی پنجه پا آرام رفتن

پابند شدن / گرفتار و اسیر کسی یا چیزی شدن

پاپوش درست کردن / برای کسی دردسر و مزاحمت درست کردن

پا در کفش کسی کردن / مزاحمت یا فضولی در کار کسی کردن

پارسال دوست امسال آشنا / به شوخی به دوست و رفیقی که مدتها دیده نشده است گفته می شود

پا روی حق گذاشتن / حق کشی کردن

پا روی دم کسی گذاشتن / اذیت کردن کسی و سر به سر او گذاشتن

پایان شب سیه سپید است / نا امید نباید شد زیرا پس از هر رنج و سختی خوشی می آید

پایش لب گور است / نزدیک به مرگ است




mojtabasolimanfar@gmail.com





نوع مطلب :
برچسب ها : ضرب المثل های ایرانی،
لینک های مرتبط : ضرب المثل،

       نظرات
شنبه 29 آذر 1393
مجتبی سلیمان فر


 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic