تبلیغات
مجتبی سلیمان فر - مطالب شهریور 1394
 
مجتبی سلیمان فر
وبلاگی با مطالب جالب ، خواندنی ، سرگرم کننده و آموزنده به علاوه مسابقه فصلی
درباره مدیرکل وبلاگ



مدیرکل وبلاگ : مجتبی سلیمان فر
نویسنده وبلاگ
نظرسنجی وبلاگ
اگر واحد پول رسمی ایران که ریال است در آینده قرار باشد تغییر کند چه نامی برای واحد پول جدید به نظر شما مناسب است ؟





آمار کلی وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

معنی حکمت :


روزی سقراط در ساحل دریا راه میرفت که نوجوانی نزد او آمد و گفت : (( استاد ! آیا می شود در یک جمله به من بگویید بزرگترین حکمت چیست ؟ ))

سقراط از نوجوان خواست وارد آب بشود . نوجوان این کار را کرد .

سقراط با حرکتی سریع ، سر نوجوان را زیر آب برد و همان جا نگه داشت طوری که نوجوان شروع به دست و پا زدن کرد .

سقراط سر او را مدتی زیر آب نگه داشت و سپس رهایش کرد .

نوجوان وحشت زده از آب بیرون آمد و با تمام قدرتش نفس کشید .

او که از کار سقراط عصبانی شده بود ، با اعتراض گفت : (( استاد ! من از شما درباره ی حمت سوال می کنم و شما میخواهید مرا خفه کنید . ))

سقراط دستی به نوازش به سر او کشید و گفت : (( فرزندم ! حکمت همان نفس عمیقی است که کشیدی تا زنده بمانی . هر وقت معنی آن نفس حیات بخش را فهمیدی ، معنی حکمت را هم میفهمی ! ))


پند داستان کوتاه معنی حکمت :


درک بسیاری از موضوعات و مفاهیم ، قرار گرفتن در متن همان شرایط را مطلبد . با گذر از حاشیه ی آن ها نمی توان به اصل آن پی برد .


مترسک :


روزی به مترسکی گفتم : (( حتما از تنهایی در این دشت خلوت خسته شده ای . ))

جواب داد : (( ترساندن باعث لذت من است و از آن خسته نمی شوم . ))

لحظه ای فکر کردم و گفتم : (( درست است ؛ من هم طعم این لذت را چشیده ام . ))

گفت : (( فقط کسانی که بدنشان از پوشال پر شده باشد این لذت را می شناسند . ))


پند داستان کوتاه مترسک :


هر یک از ما به نوعی ترس را تجربه کرده ایم . در تقسیم بندی کارشناسان ، ترس به نوع واریاقعی و غیر واقعی تقسیم می شود . ترس واقعی معمولا به علت حوادث طبیعی به وجود می آید و ترس غیر واقعی معمولا به علت حوادث طبیعی به وجود می آید و ترس غیر واقعی معمولا در پی ترس از موجودات ناشناخته ، خیالی و ... پدید می آید . ترس می تواند هم باعث و هم مانع پیشرفت انسان ها شود پس بهترین راه مقابله با آن تعقل در مقابل آن است .




منبع : کتاب پندهای قند پهلو 2 ، گردآورنده : مهندس حسین شکرریز






نوع مطلب : داستان های کوتاه تاثیر گذار :، 
برچسب ها : معنی حکمت، مترسک،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 26 شهریور 1394
مجتبی سلیمان فر

رفاقت رو از دست فروش بازار نخریدم
بلکه تو کوچه های آسفالت محلمون یاد گرفتم
پس خوب می دونم برای کدوم رفیق زمین بخورم که از زمین خوردنم شاد نشه
بلکه دست خاکیم رو بگیره و منو از زمین بلند کنه . . .
به سلامتیه رفیقای با عشق و با مرام و معرفت

 .

.

.

فرقی نداره حکم چی باشه رفیق ، شما همیشه لازمی . . .

 .

.

.

ای دوست به خدا دوری تو دشوار است / بی تو از گردش ایام دلم بیزار است / بی تو ای مونس جان ، دل ز غمت می سوزد / دل افسرده ی من طالب یک دیدار است .

 .

.

.

رفـاقت را جـای عشـق در دلـم سپـردم تـا بـا یـاد دوسـت
از درد هیــچ عشـقی نسـوزم
بـه سلامتـیه هـرچـی رفیـق با مرامه

 .

.

.

اگر در رفاقت گناه کرده باشیم نیاز به زندان نیست ، همین حسرت دیدار کافیست !

 .

.

.

ای دوست کجایی که دلم یاد تو کرده/بی تو دل من خاطره اش نیز پر درده
با هرقدمی یادتو کردم لب ساحل / ای دوست کجایی که قدمها همه فرده !

 .

.

.

اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت
باقی همه بی حاصل و بی خبری بود . . .

.

.

.

ارزش دوست برایم به قدری است که پلی برای عبورش شوم ، حتی اگر لحظه ای به زیر پایش نگاه نکند . . .

.

.

.

ای سبزترین خاطره در باغ وجودم
دیشب به حضورت غزلی ناب سرودم
گفتند که چه داری از این هستی دنیا ؟
گفتم که رفیقی هست همه بود و نبودم . . .

.

.

.

اونقدر مرامت فابریکه که تو هیچ نمایندگی قطعاتش پیدا نمیشه !

.

.

.

اگر تنهایی ام چشم مرا بست
اگر دل ازتنم افتاد و بشکست
فدای قلب پاک عزیزی
که در هر جاکه باشد یاد ما هست

 .

.

.

فردا بیا دادگاه تکلیفمون معلوم بشه ، تیر مرامت خورده به قلبم ، رضایت بی رضایت .

 .

.

.

باغبانی پیرم ، که به غیر از گلها از همه دلگیرم
کوله ام غرق غم است ، آدم خوب کم است
عده ای بی خبرند ، عده ای کور و کرند ، اندکی هم پکرند
و میان رفقا ، عده ای همچو شما تاج سرند . . .

 .

.

.

صافی آب مرا یاد تو انداخت رفیق
تو دلت سبز ، لبت سرخ ، چراغت روشن
چرخ روزیت همیشه چرخان ، نفست داغ ، تنت گرم ، دعایت با من
روزهایت پی هم خوش باشد

 .

.

.

من رسم دوستی ام مثل نان نیست که گرمش سر سفره دل باشد و سردش سهم نمکی !
چه گرمای حضورت و چه سرمای نبودنت را دوست دارم . . .

 .

.

.

گاهی اوقات “ عشق ” همه خوشبختی نیست . . .
گاهی اوقات “ رفاقت ” یعنی عشق !





نوع مطلب :
برچسب ها : در وصف دوست، برای یک دوست واقعی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 26 شهریور 1394
مجتبی سلیمان فر