تبلیغات
مجتبی سلیمان فر - مطالب ابر داستان واقعی
 
مجتبی سلیمان فر
وبلاگی با مطالب جالب ، خواندنی ، سرگرم کننده و آموزنده به علاوه مسابقه فصلی
درباره مدیرکل وبلاگ



مدیرکل وبلاگ : مجتبی سلیمان فر
نویسنده وبلاگ
نظرسنجی وبلاگ
اگر واحد پول رسمی ایران که ریال است در آینده قرار باشد تغییر کند چه نامی برای واحد پول جدید به نظر شما مناسب است ؟





آمار کلی وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
در یک سحر گاه سرد ماه ژانویه ، مردی وارد ایستگاه متروی واشینگتن دی سی شد و شروع به نواختن ویولن کرد .
این مرد در عرض 45 دقیقه ، شش قطعه از بهترین قطعات باخ را نواخت . از آنجا که شلوغ ترین ساعات صبح بود ، هزاران نفر برای رفتن به سر کار هایشان به سمت مترو هجوم آورده بودند .
سه دقیقه گذشته بود که مرد میانسالی متوجه نوازنده شد . از سرعت قدم هایش کاست و چند ثانیه ای توقف کرد ، بعد با عجله به سمت مقصد خود به راه افتاد .
یک دقیقه بعد ، ویولن زن اولین انعام خود را دریافت کرد . خانمی بی آنکه توقف کند یک اسکناس یک دلاری به درون کلاه بیسبال ویولن زن که روی زمین بود انداخت و با عجله به راه خود ادامه داد .
چند دقیقه بعد ، مردی در حالی که گوش به موسیقی سپرده بود ، به دیوار پشت سرش تکیه داد ، ولی ناگهان نگاهی به ساعت خود انداخت و با عجله از صحنه دور شد ، کسی که پیش از همه به ویولن زن توجه نشان داد ، کودک سه ساله ای بود که مادرش او را با عجله و کشان کشان به همراه می برد . کودک یک لحظه ایستاد و به تماشای ویولن زن پرداخت ، مادر محکم تر او را به دنبال خود کشید و کودک در حالی که همچنان نگاهش به ویولن زن بود ، به همراه مادر به راه افتاد . این صحنه توسط چندین کودک دیگر نیز به همان ترتیب تکرار شد ، و والدینشان بلا استثنا برای بردنشان به زور متوسل شدند .
در طول مدت 45 دقیقه ای که ویولن زن می نواخت ، تنها شش نفر ، اندکی توقف کردند . بیست نفر انعام دادند ، بی آنکه مکثی کرده باشند ، و سی و دو دلار عاید ویولن زن شد . وقتی که ویولن زن از نواختن دست کشید و سکوت بر همه جا حاکم شد ، نه کسی متوجه شد ، نه کسی تشویق کرد ، و نه کسی او را شناخت .
هیچ کس نمی دانست که این ویولن زن همان جاشوا بل یکی از بهترین موسیقیدانان و ویولن زنان جهان است ، و نوازنده ی یکی از پیچیده ترین قطعات نوشته شده برای ویولن به ارزش سه و نیم میلیون دلار است .
جاشوا بل ، دو روز قبل از نواختن در سالن مترو ، در یکی از سالن های تئاتر شهر بوستون ، برنامه ای اجرا کرده بود که تمام بلیط هایش پیش فروش شده بود ، و قیمت متوسط هر بلیط یکصد و پنجاه دلار بود ، بیش از 12 هزار نفر به تماشای این کنسرت رفته بودند .
این یک داستان حقیقی است و در تاریخ 12 ژانویه 2007 اتفاق افتاده است ، نواختن جاشوا بل در ایستگاه مترو توسط واشنگتن پست ترتیب داده شده بود ، و بخشی از تحقیقات اجتماعی برای سنجش توان شناسایی ، سلیقه و اولویت های مردم بود .
گن وینکارتن که اجرا کنده این آزمایش بود و نویسنده مقاله ای در این باره بود نیز موفق به دریافت جایزه پولتیزر شد .


پند داستان کوتاه ویولن زن : آیا ما در شرایط معمولی و ساعات نامناسب ، قادر به مشاهده و درک زیبایی هستیم ؟ لحظه ای برای قدردانی از ان توقف می کنیم ؟ آیا نبوغ و شگرد ها را در یک شرایط غیر منتظره می توانیم شناسایی کنیم ؟
یکی از نتایج ممکن این آزمایش می تواند این باشد که اگر ما لحظه ای فارغ نیستیم که توقف کنیم و به یکی از بهترین موسیقیدانان و ویولن زنان جهان که در حال نواختن یکی از بهترین قطعات نوشته شده برای ویولن است گوش فرا دهیم دهیم ، چه چیز های دیگری را داریم از دست می دهیم ؟ و چه بسیارند زیبایی های قابل تامل دنیا که هر روز و هر هفته و هر ماه و هر سال از کنار آن با سرعت گذر می کنیم و قدری به زیبایی های اطرافمان که خداوند متعال خلق کرده تا نشانه ای باشد برای شناخت او نگاه و تاملی کوتاه هم نمی کنیم .





کتاب پند های قند پهلو 2 ، گردآورنده : مهندس حسین شکرریز




نوع مطلب : داستان واقعی :، داستان های کوتاه تاثیر گذار :، 
برچسب ها : داستان واقعی، ویولن زن،
لینک های مرتبط : یوهان سباستیان باخ، جاشوا بل، ویولن، موسیقی، حقوق بشر، انسان،

       نظرات
سه شنبه 12 خرداد 1394
مجتبی سلیمان فر